در این مرحله بر کسی پوشیده نیست که من از کمدی های عجیب و غریب لذت می برم. و این شامل فرنچایز گلکسی فرشته است که قبلاً دو بار در مورد آن صحبت کرده ام. این بار سری سوم را بررسی می کنیم. این یکی از اواخر سال 2002 تا اوایل سال 2003 پخش شد و هر قسمت شامل دو قسمت جداگانه بود، به جز قسمت آخر که من قطعا وارد آن خواهم شد. بیایید درست شیرجه بزنیم. داستان: ما با تیپ فرشته که راه خود را رفته است و فرمانده ولکات مجبور است آنها را دوباره گرد هم بیاورد تا با واحد ستاره دوقلو تازه تاسیس رقابت کنند و شغل خود را نجات دهند، شروع به کار می کنیم. این همان قسمتهای دیگر این فرنچایز است که اپیزودها به سرعت به هم متصل میشوند و همه آرکها و ترفندهای کمدی خود را دارند.
من در واقع همان مشکلی که با دو سریال قبلی داشتم با این سریال دارم. با این تفاوت که در واقع بدتر از این است. به جای یک اپیزود جدی تصادفی که ناخوشایند است، سه اپیزود جدی تصادفی وجود دارد، از جمله قسمت پایانی دوبل. یکی وجود دارد که رانفا در یک سفر غم انگیز با هولوگرام روبرو می شود (38). یکی که در آن میلفول باید یک کهنه سرباز افسرده را متقاعد کند تا قبل از نابودی سیاره پست قدیمی خود را رها کند (42) و پایانی که گروه یک پرونده غم انگیز و قدیمی را کشف می کند که می تواند منجر به فاجعه شود. هیچ کدام از این اپیزودها خنده دار نیستند و تلاشی هم ندارند. تقریباً مثل این است که نویسندگانی در کارکنان وجود دارند که واقعاً می خواهند ثابت کنند که می توانند علمی تخیلی جدی انجام دهند. مشکل این است که شخصیت ها و سناریو به طور کلی برای علمی تخیلی جدی طراحی نشده اند. آنها دمدمی مزاج و خنده دار هستند. اپیزودهای جدی فقط در جای خود نیستند و کاملاً صاف هستند. این همچنین اولین قسمتی است که یک قسمت کمدی دارد که واقعاً خنده دار نیست. اساساً، اپیزودی بر اساس افسانه قدیمی درباره پرنسس کاگویا وجود دارد که در ساقه بامبو پیدا می شود، اما "طنز" همه بر این است که فرشتگان کودک را دیوانه می کنند و به مادرانی نفرت انگیز تبدیل می شوند. شما نوع آن را می شناسید، آنهایی که فکر می کنند می توانند هر کاری دلشان بخواهد بکنند چون مادر هستند و همه از آنها متنفرند. انصافاً یک قسمت بسیار آزار دهنده است.
با تمام آنچه گفته شد، این سریال دارای برخی از خنده دارترین قسمت های فرانچایز تاکنون است. جایی که تبدیل به بچه می شوند، جایی که از صخره آویزان می شوند، جایی که رانفا آنها را در یک قرار گروهی قرار می دهد، جایی که ابعاد میلفول می پرد، وانیل نامه ای عاشقانه دریافت می کند، مجبور است شیریتوری بازی کند. کیهان را نجات دهید، جایی که آنها نمایش های سوپرسنتای را لمپن می کنند. همه آن قسمت ها به عنوان فوق العاده خنده دار برجسته می شوند. که آسیب های ناشی از آن اپیزودهای جدی و یکی کمدی که کوتاه می آید را کاهش می دهد.
شخصیت ها:
همه مورد علاقه های قدیمی ما برمی گردند و مثل همیشه خنده دار هستند. آنها همچنین برای اهداف کمدی کاملاً به هم متصل می شوند. اضافه شدن دوقلوها، مالیبو و کوکومو به همراه افسر فرمانده آنها، مری، واقعاً خوب عمل می کند. نویسندگان کار خوبی برای ادغام آنها در پویایی و یافتن جایگاه هایی برای پر کردن آنها انجام می دهند که فرصت های کمدی را افزایش می دهد. همچنین کمک می کند که آنها فقط زمانی عادت کنند که کمدی را تقویت کنند. مانند آن قسمت فوق الذکر که در آن تیپ فرشته به بچه تبدیل می شود.
هنر:
انیمه خیلی خوب به نظر میرسه اشکال بصری قوی وجود دارد، طراحی ها خوب هستند و انیمیشن به خوبی جریان دارد. مانند سری های قبلی، ممکن است تغییرات کمدی برای برخی افراد زیاده روی شود، اما من معتقدم که آنها برای کمدی مناسب هستند.
صدا:
من قبلاً در مورد اینکه بازیگران اصلی چقدر خوب هستند صحبت کرده ام و آنها هنوز هم واقعاً خوب هستند. اما بیایید کمی در مورد افرادی صحبت کنیم که صداپیشگی شخصیت های ثانویه جدید ما را انجام می دهند. ما Ohara Sayaka، Saeki Tomo و Sanpei Yuko را داریم. هر سه نقش خود را واقعاً خوب اجرا می کنند و انرژی زیادی را به اجراهایشان می آورند. یکی از چیزهایی که هر فرد در گروه بازیگران، قدیم و جدید، در آن برتری دارد این است که بداند چه زمانی باید مطیع تر باشد و چه زمانی کمی اغراق آمیز باشد. من هم واقعا موسیقی را دوست دارم. آهنگ های تم مسخره، به خوبی تشکیل شده و فوق العاده اجرا شده است. تنها بخش خوب Final Dish Rebecca آهنگ In the Chaos است. من هنوز هم پیشنهاد میکنم قسمت را رد کنید، اما حتما آهنگ را جستجو کنید.
هوی:
کمی وجود دارد. این سریال دارای صحنه های گاه به گاه است که مانند سری های قبلی به عنوان لمس les-yay خوانده می شود. و مانند آنها چیزی بیش از حد قابل توجه نیست.
زمینه های بهبود:
1. با اپیزودهای جدی متوقف شوید. داشتن اپیزودهای جدی یک ساعته واقعاً در سریال هایی با دوازده ساعت کمدی مزخرف پوچ کار نمی کند. مخصوصاً در سریال هایی مانند این که شخصیت ها مرتباً برای جبران کمدی می میرند. تغییر تونال خیلی بد است.
2. اگر قرار است اپیزودی داشته باشید که در آن فرزند پروری بخش کلیدی طنز است، در واقع ابتدا چیزی کمدی در مورد فرزندپروری پیدا کنید. فقط کاری نکنید که شخصیت هایتان مانند بدترین نوع والدین صاحب حق رفتار کنند.
3. سریال کمدی مزخرف خود را با یک قسمت جدی تمام نکنید. صادقانه بگویم، داشتن اپیزودهای جدی اصلاً کارساز نیست، اما بهویژه ساختن یکی از قسمتهای پایانی بسیار سخت است.
افکار نهایی:
این به خوبی سری دوم نیست. یک اپیزود کمدی شکست خورده و چندین قسمت جدی آن را کمی پایین می آورد. همانطور که گفته شد، این سریال دارای اپیزودهای فوق العاده خنده دار است و همه چیزهای خوب در مورد فرنچایز هنوز به قوت خود باقی است. برای طرفداران کمدی پوچ، تماشای آن با همه چیزهای عجیب و غریب و بیش از حد احمقانه ای است که می توانید بخواهید. اما توصیه میکنم از پلاتر بامبو-کاتر، چای رز کهکشانی، هات داگ زیر صفر و فاینال دیش ربکا بگذرید. اما آهنگ In the Chaos را ببینید زیرا شگفت انگیز است. امتیاز نهایی من 8/10 است.